الشيخ رسول جعفريان

291

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

و اعتقاد دينى افزايش مىيافت . در جاى ديگر نيز فرمود : « وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا ، و قرآن را به تفاريق نازل كرديم تا تو آن را با تأنى بر مردم بخوانى و نازلش كرديم ، نازل كردنى به كمال . بگو خواه بدان ايمان بياوريد يا ايمان نياوريد ، آنان كه از اين پيش دانش آموخته‌اند ، چون قرآن برايشان تلاوت شود ، سجده كنان بر روى در مىافتند و مىگويند : « منزه است پروردگار ما . وعدهء پروردگار ما انجام يافتنى است » . و به رو درمىافتند و مىگريند و بر خشوعشان افزوده مىشود . » « 1 » در اين آيه نيز هر دو مطلب آمده يكى خواندن قرآن با تأنى و تأمل و ديگرى تأثير آيات نازل شده در هر مرحله بر افزايش ايمان و خشوع مؤمنان . مىتوان گفت كه نزول تدريجى اهداف ديگرى را نيز دنبال كرده است ؛ از مهمترين آنها بيان مبانى دين به ترتيب و بر پايه روالى منطقى بود . قرآن در بيان مبانى دين ، نوعى تدريج را رعايت كرده است . مهمترين وجه اين نزول تدريجى را مىتوان در بيان اصول و فروع دين دانست و آيات مكى و مدنى بر اين پايه از يكديگر جدا مىشوند . در آيات مكى مبانى اعتقادات و در آيات مدنى بيشتر فروع عملى مورد توجه قرار گرفته است . بايد توجه داشت كه نفس « تدريج » از لحاظ آموزش عقايد دينى از اهميت بالايى برخوردار است . يك جامعهء منحط و جاهلى ، با آموزش تدريجى مىتواند پايه‌هاى يك تمدن استوار و مستحكم را در خود پديد آورد . صحابه‌اى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تربيت كرد ، و بسيارىشان از لحاظ فهم دينى در مرتبهء بالايى قرار داشتند ، در همين سالها و با آموزش تدريجى قرآن فراهم آمدند . نزول تدريجى قرآن نوعى انتظار را در تودهء مسلمان به وجود مىآورد . صحابه هر لحظه منتظر فرود آيات و دستورات جديدى بودند و به همين دليل حضور عينى ترى در صحنهء تحولات دورهء بعثت و هجرت داشتند . هراس مشركان و نيز منافقان از نزول آياتى دربارهء آنها كه پس از نزول در دسترس همه قرار مىگرفت ، « 2 » از ديگر نتايج نزول تدريجى بود . اين خود مانعى در برابر اقدامات منافقان و گاه مشركان بود . 3 - قرآن در برابر جمود فكرى جاهلى جامعهء جاهلى جزيرة العرب ، جامعه‌اى بسته و گرفتار ركود و جمود بود . جامعه‌اى بود كه نشان از فرهنگ و انديشه نداشته و جز آداب و عادات ، هيچ نوع ابزار تربيتى فكرى از قبيل مدرسه و كتابخانه نداشت . جامعهء جاهلى حيات خود را مديون تقليد از گذشتگان بود . از

--> ( 1 ) . اسراء ، 106 ( 2 ) . درست مثل شعر كه وقتى در هجو كسى سروده مىشد حتى كودكان نيز آن را حفظ كرده مىخواندند .